برم بدم برام سوپ درست کنه....
:))))
جای آب دوغ خیار خالی واقعن......
کجاست که ببینه در مقابل سوپ سر تعظیم فرود اوردم. ...
پایین نوشت :
از گشنگی مردم ....
:|
برچسب:
نویسنده: یونا اسدیان
انقد میسوزه که.....
به زور جلو گریمو گرفتم......
پایین نوشت :
نمک رو زخم.... ..
:"(
برچسب:
نویسنده: یونا اسدیان
از این همه سوختن بدون خوب شدن....
الان فقط خواب میخوام... .
برچسب:
نویسنده: یونا اسدیان
برچسب:
نویسنده: یونا اسدیان
برچسب:
نویسنده: یونا اسدیان
دسته ی این صندلی ها رو بزنی بالا و....
آدامس گوله نکرده باشن زیرش چسبونده باشن....؟!
برچسب:
نویسنده: یونا اسدیان
برچسب:
نویسنده: یونا اسدیان
اول سال بود کلاس پنجم که معلم یوغوری هم افتاد گلمون....
اومد همون اول کاری زهر چش بگیره رفت سراغ این همکلاسمون....
خواست بزنتش که یهو اون دست معلمو محکم گرفت و گفت:
به ابالفضل اگه زدی چنان میزنمت که تا آخر سال لنگ به لنگ راه بری.....
معلمم یواش دستشو اورد پایین و تا آخر سال دیگه ن کاری بهش داشت ن سمت اون میرفت....
هشتگ ممدعلی
برچسب:
نویسنده: یونا اسدیان
شاد باشید و خوشبخت....
خداحافظ همگی .....
برچسب:
نویسنده: یونا اسدیان